دوباره دل هوای با تو بودن کرده

زندگي پر شدن ثانيه هاست لحظه لحظه با عشق

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

دو عاشق
دوباره دل هوای با تو بودن کرده زندگي پر شدن ثانيه هاست لحظه لحظه با عشق

من ساده ام... ( پست ثابت )

من ساده ام...

ساده میگویم و ساده مینویسم...

هرکس ساده باشد وسادگی را

نفس بکشد...

مرا از چشمانم می خواند.....



تاريخ : یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ | 13:15 | نویسنده : دو عاشق |

شروعی تازه



تاريخ : دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 10:24 | نویسنده : دو عاشق |

خداي چاره ساز

چرا تو اي شكسته دل خدا خدا نمي كني ؟
خداي چاره ساز را چرا صدا نمي كني ؟
به هر لب دعاي تو فرشته بوسه مي زند
براي درد بي امان چرا دعا نمي كني
ز پرنيان بسترت شبي جدا نبوده يي
پرند خواب را ز خود چرا جدا نمي كني
به قطره قطره اشك تو خدا نظاره مي كند
به وقت گريه ها چرا خدا خدا نمي كني
سحر ز باغ ناله ها گل مراد مي دمد
به نيمه شب چرا لبي به ناله وا نمي كني
دل تو مانده در قفس جدا ز آشيان خود
پرنده ي اسير را چرا رها نمي كني
ز اشك نقره فام خود به كيمياي نيمشب
مس سياه قلب را چرا طلا نمي كني
به بند كبر و ناز خود از آن اسير مانده يي
كه روزي عجز و بندگي به كبريا نمي كني 

 

                                                       مهدی سهیلی



تاريخ : چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 14:6 | نویسنده : دو عاشق |

دعای ماه مبارک رجب

 

 

التماس دعا خیلی زیاد  



تاريخ : سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 16:2 | نویسنده : دو عاشق |

قلب کوچک

به وسعت قلب کوچکم به یادتم


شاید کم باشد


اما قلب هرکس تمام زندگی اوست



تاريخ : یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ | 13:20 | نویسنده : دو عاشق |

اولین پست بهاری

 

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌ پوشی بکام
باده رنگین نمی ‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می ‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ …

 

 

 

 

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ | 14:22 | نویسنده : دو عاشق |

به مناسبت هفته منابع طبیعی

یادمان باشد:

هر پسمانده ای که به زمین می اندازیم،

قامت یک نفر را خم می کند 

 


 



تاريخ : شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 13:39 | نویسنده : دو عاشق |

جمله زیبا

 

به گونه ای زندگی کنید که وقتی فرزندانتان ، 

 به یاد عشق ، عدالت ؛ صداقت و مهربانی می افتند،  

شما در نظرشان تداعی شوید ... ! 

                                                           اندرو متیوس



تاريخ : شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 13:14 | نویسنده : دو عاشق |

هفت سین

خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن : 


کای وجــــــودت مــــایه ی فخـــــر زمیــــــن ! 


ای که هستـــی همســـری بس ایــــده آل ! 


خواهشــــی دارم .. مکُــــن قال و مقـــــال ! 


هفــــت سیـــــن تازه ای خواهــــــم ز تـــــو 


غیـــــــر خرج عیـــــد و ... غیــــر از رختِ نو 


"سین" یک ، سیّاره ای ، نامــــش پـــــراید 


تا برانـــــــــم مثـــــــل بـــــرق و مثــــــل باد 


"سین" دوم ، سینــــه ریـــــزی پُر نگیـــــــن 

 
تا پَــــرَد هــــوش از سر عمّـــــه شهیــــن ! 


"سین" سوم ، یک سفـــــر سوی فـــــرنگ 


دیـــــــــدن نادیــــــــده هـــــــای رنـگ رنـگ 


"سین" چارم ، ساعتی شیـــــک و قشنگ 


تا که گویـــــم هست سوغـــات فرنــــــگ ! 


"سین" پنجـم ، سمــــع دستـــورات مــن ! 


تا ببالــــــم مـــــن به خــود ، در انجمــــن ! 


آنگه ، آن بانـــــو ، کمـــــــی اندیشــــه کرد 


رندی و دوز و کلَـــــــــک را پیشــــــــه کرد ! 


گفــــــت با ناز و کرشمـــــه ، آن عیـــــال !! 


من دو "سین" کم دارم ، ای نیکـو خصال ! 


گفت شویش : من کنــــــــــون یاری کنم 


با عیال خویـــــــــش ، همکـــــاری کنم !! 


"سین" ششم ، سنگ قبـــری بهر من ! 


تا ز من عبـــــــرت بگیرد مـــــــــرد و زن ! 


"سین" هفتم ، سوره ی الحمد خوان ... 


بعد مرگــــــم ، بَهر شــــوی بی زبان !!! 



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:49 | نویسنده : دو عاشق |

مدلهای سبزه عید

 من اینو دوست دارم  

[تصویر: 14246709381.jpg]

   

 

 

 

 

 

تخمه آفتابگردان  

 

 

 



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 8:49 | نویسنده : دو عاشق |

عید نوروز و ماهی قرمز

ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد پس لطفاًماهی قرمز نخرید

تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .

۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رهامیکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد .

هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد .

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است . 

1412939650966_Hossein e Sheykh- kakhe Golestan.jpg             



تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:45 | نویسنده : دو عاشق |

مهم نیست

برایم مهم نیست از بیرون چگونه به نظر میآیم...


کسانی که درونم را میبینند برایم کافیند...


برای آنهایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند حرفی ندارم...


با خود میگویم بگذار همان بیرون بمانند...



تاريخ : شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ | 15:22 | نویسنده : دو عاشق |

گیلان زمین 2 (غارهای استان گیلان)

غار خونابکش: این غار در منطقه طبیعی- گردشگری تنیان و کمی بالاتر از روستای تنیان واقع شده است.  این غار دارای دهانه کوچکی می‌باشد و افراد زیادی از آن بازدید نمی‌کنند. منطقه کوهپایه‌ای تنیان در فاصله 45 کیلومتری از رشت و 17 کیلومتری صومعه سرا واقع شده است.

غار بوزخانه (یخ‌خانه): این غار در 56 کیلومتری شمال غرب رشت در دامنه کوه ماسوله داغ واقع شده است.

غار آویشو: این غار در منطقه کوهستانی آویشو در 37 کیلومتری جنوب غربی منطقه شاندرمن شهرستان ماسال قرار دارد و یکی از پدیده‌های بی‌نظیر استان گیلان می‌باشد. این غار دارای یک دهانه می‌باشد و در ارتفاع 1316 متری از سطح دریا واقع شده است. طول این غار 740 متر و عمق آن 150 متر می‌باشد. در مسیر رسیدن به غار جنگل‌ها و پوشش گیاهی متنوع و چشمه‌های جوشانی وجود دارند، که می‌تواند برای دوست‌داران طبیعت بسیار جالب و مفید باشد. ستون‌های آهکی، قندیل‌های زیبا، آبشارها و رود جاری در غار، از مناظر جالب و دیدنی آن می‌باشد. این غار با نام چشمه‌ای که در حوالی غار گرفته است خوانده می‌شود اما خود چشمه که دارای آب بسیار زلالی گمنام مانده است. راه دسترسی به این غار از دو مسیر صورت می‌گیرد. 

 

ادامه مطلب ....  



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 8:53 | نویسنده : دو عاشق |

گیلان زمین

مرکز استان: شهر رشت

موقعیت جغرافیایی استان:

عرض جغرافیایی: 36 درجه و 34 دقیقه تا 38 درجه و 27 دقیقه شمالی

طول جغرافیایی: 48 درجه و 53 دقیقه تا 50 درجه و 34 دقیقه شرقی

 موقعیت نسبی استان: واقع در شمال ایران

 همسایگان استان:

 شمال: کشور آذربایجان و دریای خزر

 جنوب: استان زنجان

 شرق: استان مازندران

 غرب: استان اردبیل

 مساحت استان: حدود 14711 کیلومتر مربع

 تعداد شهرستان‌ها: 16

 نام شهرستان‌ها: آستارا، آستانه اشرفیه، املش، بندر انزلی، تالش، رشت، رضوانشهر، رودبار، رودسر، سیاهکل، شفت، صومعه سرا، فومن، لاهیجان، لنگرود و ماسال

 جمعیت استان: 2480874 نفر

 فاصله مرکز استان تا تهران: 325 کیلومتر 

گیلان در اوستا با نام «وارِنا» معرفی شده است و یونانیان این سرزمین را با نام یکی از اقوام بومی ایران پیش از آمدن آریایی‌ها یعنی کادوسیان می‌نامیدند.

گيلان قسمتى از کرانه‌های جنوب غربى و غرب درياى خزر است كه از گذشته دور تا چند قرن پيش به دو بخش تقسيم می‌شد. بخش غربى؛ سمت راست سفيدرود را «بيه پس» و بخش شرقى؛ يعنى سمت چپ سفيدرود را «بيه پيش» می‌گفتند. بيه در زبان محلى به معناى رود يا ساحل است. بدين ترتيب بيه پس به سرزمينى اطلاق مى‏شد كه عقب سفيدرود قرار داشت و بيه پيش به سرزمينى اطلاق مى‏شد كه جلوی سفيدرود قرار داشت.

بنا به گفته عبدالرزاق سمرقندى مؤلف كتاب مطلع السعدين و مجمع البحرين (قرن نهم هجرى)، دو بخش گيلان داراى دو تخت‌گاه بوده است كه تخت‌گاه بيه پس شهر فومن و تخت‌گاه بيه پيش شهر لاهيجان بوده است.

برخى از محققان در اطلاق نام گيلان بر اين سرزمين معتقدند كه اين سرزمين محل سكونت قومى به نام «گلاى» بوده است که بعدها به صورت گيل درآمده و «ان» پسوند مكان به آن اضافه شده و نام گيلان به خود گرفته است بنابراین گيلان کلمه‌ای مركب از «گيل» و «ان» به معناى مكان گيل‌ها می‌باشد.

گروهى ديگر از محققان نام گيلان را مأخوذ از كلمه «گِل» می‌دانند زيرا در اثر بارش مداوم باران، زمين‌هاى آن غالباً باتلاقى و گل‌آلود است.

الكساندر خودزكو در اين باره آورده است: «نام اين ايالت كه ساكنانش گاهى آن را گيل و زمانى گيلان و گاهى گيلانات می‌نامند، در واقع معرِّف سرزمينى باتلاقى است. در واقع زمین اين بخش از کرانه‌های درياى خزر، از ساير نواحى پست‌تر است و تعداد بیشمارى از رودهاى سيلابى كه از شكاف کوه‌های خزر سرچشمه می‌گیرند، اين سرزمين را كه شيب ناچيز آن مانع از تخليه سريع آب است، مشروب ساخته و فضاى آن را مدام از رطوبت آكنده می‌دارند».

برخى از تاريخ‌‌نگاران پيشين مانند مؤلف كتاب بستان السياحه، گيلان را مأخوذ از نام جيل بن ماسل از فرزندان حضرت نوح می‌دانند که این سرزمین را بنا نموده است.

برخى نيز مانند لسترنج در كتاب سرزمین‌های خلافت شرقى درباره نامگذارى اين سرزمين به نام جيلان آورده است: «زمین‌های رسوبى دلتا را جغرافى‌نويسان عرب به طور خاص جيل يا جيلان می‌گفتند و وقتى می‌خواستند تمام ايالت گيلان را اراده كنند، آن را به صورت جمع يعنى جيلانات (گيلانات) می‌نامیدند.»

منطقه گيلان تا قبل از اسلام به نام ديلم و ديلمان مشهور بود و تا قرن چهارم يعنى همزمان با اوجگيرى قدرت آل‏بويه، تمام منطقه گيلان و ولايات كوهستانى شرق گيلان در امتداد درياى خزر يعنى طبرستان (مازندران)، جرجان (گرگان) و قومس (سمنان)، جزو ايالت ديلم بود و مجموع اين مناطق را ديلمان می‌نامیدند ولى بعدها اين نواحى از هم تفكيک شده و رفته رفته اسم ديلم نيز از زبان‌ها افتاد و نام زمین‌های دلتاى سفيدرود یعنی «جيلان» بر تمام ناحيه مجاور اطلاق گرديد.  امروزه از ديلم بزرگ تنها بخش ديلمان از شهرستان سياهكل بر جاى مانده است.

گيلان در دوران هجوم مسلمانان، «دارالمرز» ناميده می‌شد و اين وجه تسميه شايد به این خاطر باشد كه حدود متصرفات مسلمين در اين نقطه به پايان می‌رسید.


موضوعات مرتبط: گیلان زمین
برچسب‌ها: گیلان زمین

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 8:50 | نویسنده : دو عاشق |

قضاوت

قبل از این که بخواهی در مورد من قضاوت کنی..  

کفش های من را بپوش و در راه من قدم بزن.  

از خیابان ها..دشت ها..کوههایی گذر کن که من کردم. 

 اشکهایی بریز که من ریختم.  

دردها و خوشی های مرا تجربه کن.  

سالهایی را بگذران که من گذراندم.  

روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم.  

دوباره و دوباره برخیز و مجددا در همان راه سخت قدم بزن.  

همانطور که من انجام دادم.  

بعد از آن زمان میتوانی در مورد من قضاوت کنی.  



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | 14:47 | نویسنده : دو عاشق |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.