X
تبلیغات
دوباره دل هوای با تو بودن کرده

برای اینکه بدانی ده سال چقدر ارزش دارد از یک سالخورده بپرس.
برای اینکه بدانی چهار سال چقدر ارزش دارد از یک رئیس جمهور بپرس.
برای اینکه بدانی یک سال چقدر ارزش دارد از یک دانش آموز مردودی دبیرستان بپرس.
برای اینکه بدانی نه ماه چقدر ارزش دارد از یک از مادری که نوزاد سالم به دنیا اورده بپرس.
برای اینکه بدانی یک ماه چقدر ارزش دارد از یک مادری که نوزاد نارس به دنیا آورده بپرس.
برای اینکه بدانی یک هفته چقدر ارزش دارد از یک از سردبیر یک هفته نامه بپرس.
برای اینکه بدانی یک ساعت چقدر ارزش دارد از دوستی که منتظر گذاشتیش بپرس.
برای اینکه بدانی یک دقیقه چقدر ارزش دارد از کسی که از قطار یا هواپیما جامانده بپرس.
برای اینکه بدانی یک ثانیه چقدر ارزش دارد از کسیکه از تصادف جان سالم به در برده بپرس.
برای اینکه بدانی یک هزارم ثانیه چقدر ارزش دارد از کسیکه مدال طلای المپیک گرفته بپرس.



تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 13:59 | نویسنده : دو عاشق |
 

 

egg (39)

 

 

ادامه مطلب ....

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 9:20 | نویسنده : دو عاشق |

 

 

ادامه مطلب ...

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 | 13:53 | نویسنده : دو عاشق |
مردم بابل از دوران‌های بسیار قدیم، روز اول سال را، عموماً در اعتدال بهاری (۲۱ مارس) جشن می‌گرفتند. این زمان اول بهار و آغاز فصل نو است، زمانی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می‌شود، در حقیقت آغاز سال نو بود. از لوحه‌ها چنین بر می‌آید که این جشن تقریباً از ۲۳۴۰ سال، پیش از میلاد، شناخته شده بود
قدمت نوروز در ایران
آرتور کریستن سن، ایرانشناس نام‌دار دانمارکی نوشته‌است، سال ایرانیان باستان، به صورتی که آن را در سنگ‌نوشته‌های داریوش بزرگ در بیستون می‌یابیم، در پاییز آغاز می‌شد و جشن بسیار معروف مهرگان (بگیاد)، در اصل جشن اول سال ایرانیان بوده‌است. از جشن نوروز در اوستا و ادبیات اوستایی هیچ نام برده نشده‌، چنانکه از مهرگان نیز اشارتی نیست. در اواخر فرمانروایی داریوش بزرگ، ایرانیان که تحت تأثیر تمدن آسیای صغیر و سرزمین‌های مدیترانه ای قرار گرفته بودند، تقویم مصری را پذیرفتند که بر طبق آن سال به دوازده ماه سی روزه، به اضافهٔ پنج روز اضافی (پنجه دزدیده یا خمسهٔ مسترقه) تقسیم شده بود و در اعتدال بهاری آغاز می‌شد. این سال، یعنی سال اوستایی جدید، سال دینی زرتشتی گشت و تا امروز در نزد پارسیان حفظ گردیده‌است. روز اول سال در اعتدال بهاری، اول فروردین، عید نوروز است.

استاد مهرداد بهار با نظریهٔ وامگیری عید نوروز ایرانیان، از بین النهرین موافق نیست و عقیده دارد، از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید، رواج داشته‌است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می‌شده‌است. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می‌شده‌است. به اعتقاد مهرداد بهار، احتمالاً نوروز در ایران قبل از هخامنشیان وجود داشته، در اوستا مطرح نمی‌شود، چون یک عید ملی محسوب می‌شده و اوستا یک کتاب دینی است و جشن‌های خاص خودش را دارد. بعد از گذشت زمان، سرانجام دین زرتشتی، هم جشن مهرگان را که در آغاز یک عید بومی بوده و هم نوروز را می‌پذیرد.

رسوم نوروزی ایرانیان باستان


.
جشن زرتشتی فروردگان
جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه در دوران باستان به عنوان عید اصلی جشن گرفته می‌شد. این جشن فروهر‌ها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می شد. فروهرها همان ارواح مردگانند. نام فروردین که آغاز بهار است، برگرفته از نام فروهر هاست. در فروردین یشت آمده است که در مدت جشن فروردگان فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه‌های خود می‌آیند و مدت ده شب در کنار مردم می‌مانند، این جشن مربوط به بازگشت مردگان بود. زمان این جشن به حساب گاه شمارهای امروزی، پنج روز آخر اسفند و پنج روز اول فروردین، بحساب می‌آمد. از زمانی که آغاز سال در اعتدال بهاری تعیین گردید، نوروز ششمین روز این جشن گشت که به فروردگان افزوده شد. بدین ترتیب اندیشهٔ شکوه و پر اهمیت بودن ششمین روز جشن سال نو، در ذهن ایرانیان، از قبل وجود داشته و در زمان ساسانی هم حفظ گردید.
.
نوروز کوچک
روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیر خوانده می‌شد. پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونه‌ای همگانی داشته و عموم مردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی می گذرانیده‌اند، از اینرو آنرا نوروز عامه نامیده‌اند.
.
نوروز بزرگ در ششمین روز فروردین
در گاه‌شماری زرتشتی ایران باستان، روز ششم هر ماه شمسی و ماه سوم هر سال خورشیدی، بنام خرداد می باشد. نوروز بزرگ یا خردادروز نام ششمین روز فروردین ماه در ایران باستان بوده‌است. خردادامشاسپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب می‌باشد. این روز در میان جشن‌ها و اعیاد فراوان ایران باستان به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت و ارزش و تقدس خاصی بهره داشته‌است. بسیاری از حوادث مهم به موجب آن در چنین روزی واقع شده از جمله زرتشتیان بدان باور دارند که تولد زرتشت نیز در چنین روزی است بعدها وقتی ایرانیان اسلام و تقویم عرب را پذیرفتند، جشن زرتشتی فروردگان و نوروز بزرگ، در ششمین روز ماه فروردین، از بین رفت.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 | 12:49 | نویسنده : دو عاشق |
كاشتن سبزه
ماه اسفند، ماه كاشتن دانه، غله هاست.در استان سر سبز گيلان همانند ساير استانهاي كشور، كاشتن سبزه صورتي نمادين دارد امروزه در تمامي خانه ها رسم است كه ده يا پانزده روز مانده به نوروز، در ظرف هاي كوچك و بزرگ و كاسه ها و بشقاب و كوزه ها، ابتدا گندم يا عدس و تخم شاهي و . . . را در ظرفي خيس مي كنند. پس از آنكه اين دانه ها جوانه زد، آن را در ظرف جداگانه اي مي ريزند و روي آن را با پارچه هاي نازكي مي پو شانند و اعتقاد دارند كه اگر چشم ناپاكي بر آن افتد، سبزه رشد نمي كند و سبز نمي شود. سبزه هنگام تحويل سال نو به خوبي رشد كرده و به سفره ي «هفت سين زيبايي و طراوت خاصي مي بخشد. مردمان سرزمين گيل و ديلم همانند ساير هموطنان كشورمان سبزه را تا آخرين روزهاي تعطيلات نوروز (يعني سيزده بدر) نگه مي دارند و بعد آن را به آب روان رودخانه مي سپارند.

شيريني پزان نوروز
10 الي 15 روز مانده به سال نو، اهالي ساكنين مناطق كوهستاني گيلان، شروع به پختن شيريني هاي رنگي مي كنند، ابتدا آرد را تفت مي دهند و روغن به آرد اضافه مي كنند و سپس شيره را هم به آن اضافه كرده و سپس با رنگ بر روي شيريني(حلوا) مي كوبند. شيريني(حلوا) را به صورت دايره هاي كوچك درست مي كنند و شكر، گردو و دارچين را نيز در آنم مي ريزند. در اين مرحله دايره ي كوچك ديگري از حلوا را بر روي اين مواد مي گذارند و آن را مي كوبند. سپس حلوا را به چهار قسمت تقسيم مي كنند. در منطقه ي ضيابر «شكري حلوا» درست مي كنند و آن را به صورت بقچه تا مي كنند، اما در مناطق تالش، به جاي شكر، از عسل استفاده مي كنند.
چهار شنبه سوري
يكي از رسوم ديرينه ي گذشته ما ايرانيان، مراسم «چهارشنبه سوري» است كه آخرين چهارشنبه ي سال انجام مي گيرد و مقدمه ي نوروز است.
چهارشنبه سوري در گيلان، آخرين چهارشنبه ي هر سال شمسي است. در عصر امروز، بوته هاي خار را، كلوش ها و هيزمهايي كه از مناطق جنگلي جمع آوري كرده اند، مشعل مي كنند و از روي آن مي پرند و مي گويند: «سرخي تواز من، زردي من از تو» و اين عمل را بشگون مي گيرند. در كوهستانهاي تالش، ماسال و در مناطق جنگلي، چهارشنبه سوري را «كولي كولي چهارشنبه» مي نامند و در شب چهارشنبه سوري، در هفت نقطه و به طرف قبله، دسته هاي كاه مي گذارند و هنگام غروب آتش مي زنند و با پريدن از روي آتش مي گويند:
«كولي كولي چهارشنبه» و عده اي نيز با تفنگ شليك مي كنند و بعد در كنار سفره ي شام مي نشينند. در سفره ي شام معمولاً هفت نوع خورشت و خوراكي مي گذارند. از جمله ماهي و ترش تره، فسنجان، سبزي و سير و سركه و شروع به خوردن مي كنند. صبح «چهارشنبه سوري» مردم منطقه ي كوه نشين، يك نفر را به همراه يك بره ي كوچك به عنوان «خوش قدم» (پا سبك) يا «پا دموج» به خانه مي آورند. عده ي زيادي از مردم گيلان اعتقاد دارند كه در شب چهارشنبه سوري، دختران دم بخت را با جارو از خانه بيرون كنند و سپس يكي از بستگان ميانجيگري مي كند تا دختر را به خانه راه دهند. هدف از اين كار به خاطر اين است كه دختر در سال جديد به خانه ي بخت برود.
لباس عيد

در گذشته در سرزمين گيل و ديلم، از فرا رسيدن عيد نوروز معمولاً مردم لباسهاي نو تهيه مي كردند و هنگام تحويل سال نو، لباس نو مي پوشيدند. زنان ثروتمند، بزاز مورد نظر خود را خبر مي كردند و بزاز انواع پارچه ها را در چند بقچه مي بست و به خانه ي آنان مي رفت تا زنان پولداران و بزرگان شهر، هر چه را كه مي خواهند انتخاب كنند. ولي پدران فرزندان خود را به بازار مي بردند و لباس دوخته و چاروق (كفش دوخته شده) براي آنان مي خريدند. آنها سعي مي كردند «تازه رخت دكونن» يعني لباس نو بپوشند.
سفره ي هفت سين
يكي از آيين هاي نوروزي گيلان گسترده ي سفره ي هفت سين است. درباره ي اين كه چرا عدد «هفت» و همچنين حرف «سين» براي سفره ي نوروز انتخاب شده سخن بسيار گفته شده است.
بطور كلي عدد «هفت» عددي است مقدس به همين دليل از اين عدد در سفره ي نوروز استفاده مي كنند. در سفره ي «هفت سين» هفت نوع رويدني و فرا ورده هاي كشاورزي مي گذارند و اعتقاد دارند گذاشتن روييدنيها بر سر سفره بركت را زياد مي كند و در واقع نوعي تبرك است. اين فراورده ها با حرف سين آغاز مي شود. مانند: سيب، سركه، سبزه، سير، سكه، سمنو، سماق، علاوه بر اينها، قرآن كريم، آينه، شمع، تخم مرغ رنگ كرده، شيريني، نقل، ماهي قرمز را نيز دور سفره مي چينند.معمولاً اين سفره در خانه هاي مردم گيل و ديلم، تا روز سيزده بدر گسترده است.
اهالي ماسال و تالش بر سر سفره ي هفت سين «قيچي» هم مي گذارند. در اين مناطق هر كس كه به ديدن اقوام و آشنايان ديگر مي روند، قدري از سر سبزه ي سفره ي نوروزي را مي چيند تا بركت زياد كند و هنگام چيدن اعتقاد دارند كه آن نين برآورده مي شود. در ميان خانواده هاي عزادار، رسم است كه سفره ي هفت سين نمي چينند؛ بلكه از مهمانان با چاي و خرما پذيرايي مي كنند.
معمولاً در گيلان (بخصوص در منطقه ي تالش) حنا و لوازم سفره ي ختم را به عنوان هديه اي براي سوگواران مي برند و بر سر سفره شمع روشن مي كنند تا سوگواران را از عزا در بياورند.
تحويل سال
در سرزمين گيل و ديلم هنگام تحويل سال مردم بيشتر در زيارتگاه ها و مكانهاي مقدس و مساجد جمع مي شوند و بعضي برسر مزار عزيزان خود مي مانند تا حضور آنها را در زمان تحويل سال احساس كنند و با خواندن قرآن به استقبال نوروز بروند معمولاً كساني كه جواني از دست داده باشند بر سر مزار جوان سفره ي هفت سين مي چينند.
مردم گيلان هنگام تحويل سال لباس نو مي پوشند. اگر تحويل سال در شب بود معمولاً افراد خانواده در داخل خانه مي مانند و زن خانه با پارچ آب و شاخه ي درخت شمشاد و قرآن به دست در ايوان خانه منتظر تحويل سال مي شود و بعد از اينكه سال تحويل شد، آياتي از كلام ا. . . مجيد مي خواند بعد روي تمامي پاشنه ي درهاي خانه شاخه اي از درخت شمشاد و مقداري آب مي ريزد كه اين نشان دهنده ي سلامت و پاكيزگي است. اين رسم بيشتر در مناطق كوهستاني اشكورات رودسر، كجيد املش و نواحي لنگرود و لاهيجان بوده است.
در هنگام تحويل سال، تمامي چراغهاي منزل و شمع سفره ي «هفت سين» روشن است و در بسياري از نقاط گيلان اعتقاد به خوشقدم و «سبك پا» دارند و از قبل شخصي را كه مي شناسند انتخاب مي كنند و آن شخص پس از تحويل سال اولين فردي است كه با گل و شكوفه و شاخه اي از شمشاد و آينه قرآن و آب به خانه ي تك تك روستاييان مي رود و گل شكوفه را بر طاقچه اي از خانه مي گذارد و شمشاد را بر در خانه نصب مي كند و آبي نيز در كنار در مي ريزد و قرآن و آينه و آب را بر سر سفره ي هفت سين مي گذارد.
اگر تحويل سال در نيمه ي شب باشد، همه بيدار مي نشينند و اگر تحويل سال نزديك صبح شد، معمولاً بچه ها با لباس نو مي خوابند. مردم گيل و ديلم اعتقاد دارند كه در موقع تحويل سال بايد از غم و اندوه دور بود تا تمام سال غم و اندوه از آنها دور باشد.
ديد و بازديد در نوروز
ديدارهاي نوروزي در سرزمين گيل و ديلم، از صبح اولين روز بهار آغاز مي شود. در مناطق شرق گيلان در اولين روز معمولاً كودكان به طور دسته جمعي به ديدن بزرگان مي روند. البته در حدود چهل و پنجاه سال پيش، هر كودكي كيسه اي (بمنظور جمع آوري هدايا) به گردن مي انداخت و با چوبدستي كه در دست داشت با دوستان ديگر به خانه ي بزرگان مي رفت و عيد را تبريك مي گفت و هدايايي نظير تخم مرغ رنگ كرده، شيريني، نقل، پول عيدي مي گرفت و در كيسه اي كه به اين منظور، مادر يا خواهر او برايش دوخته بودند به گردن مي انداخت. كودكان معمولاً پس از گرفتن تخم مرغهاي رنگي با يكديگر بازي مي كردند و هر كس برنده مي شد، تخم مرغ ديگري را مي گرفت بازي با تخم مرغ از رونق خوبي برخوردار بود. ( اين رسم همچنان در برخي روستاهاي جنوب گيلان و حتي مركز اين استان پا بر جاست.) هنگام نوروز، مردان در روز اول و زنان در روز دوم به ديدن بزرگان مي رفتند. معمولاً سفره ي ناهار در تمام خانه ها آماده ي پذيرايي از مهمانان است كه اگر هنگام ساعت ظهر به خانه اي مي رسند، (همان جا مهمان اند) و چون دسته جمعي به ديدن بزرگان مي روند، عده اي بسيار به عنوان مهمان در خانه ي همسايه اي براي صرف ناهار جمع مي شوند.
معمولاً در اولين روز عيد بزرگان محل و اكثر مردان بطور دسته جمعي به تك تك خانه ها سركشي مي كردند و در هر خانه حدود 5 الي 30 دقيقه توقف داشتند در سرزمين گيل و ديلم اگر افراد با همديگر كدورت و كينه اي به دل داشته باشند معمولاً كينه و كدورت را كنار مي گذارند و با هم آشتي مي كنند. در ايام عيد مردم به زيارت امامزاده ها هم مي روند و ديد و بازديدهاي نوروز، نوعي صميميت و يكرنگي را در ميان آنان ايجاد مي كند، كدورت ها را از بين مي برد و باعث مي شود افرادي را كه نيز طي سال به ديدن هم نمي روند، حداقل سال نو (يك بار) هم ديگر را ببينند. تازه عروسها نيز در صبح نوروز براي ديدن پدر و مادر همسر آينده خود مي روند و عيد را تبريك مي گويند. اهل خانه در اين هنگام، گلاب مي پاشند و تازه عروس عيدي خود را مي گيرد و با هم سن و سالهاي خود راهي مي شود.
سيزده بدر
از روز دوازدهم فروردين مردمان سرزمين گيل و ديلم خود را براي برگزاري مراسم «سيزده بدر» آماده مي كنند كه تهيه ي غذا به عهده ي زنان خانواده است. در روز سيزده بدر به دشت و صحرا و كوههاي اطراف مي روند و معتقدند كه به اين وسيله نحسي سيزده را بدر مي كنند و يا به بياني ديگر، با رفتن به دشت و دمن و كوه و جنگل به استقبال بهار و سبزه و شادي مي روند.
در روز «سيزده بدر» مردم سرزمين گيل و ديلم به صورت گروهي، چند خانوار غذاي ظهر را آماده مي كنند و آجيل و خوردني هاي سفره ي هفت سين را با خود برداشته و به دامان صحرا و طبيعت مي روند و سبزه ي هفت سين را با خود برداشته و به آب روان رودخانه ها مي سپارند. و به بازي كردن و دويدن، تاب خوردن، شوخي كردن و گره زدن سبزه مي پردازند. (بعضي اعتقاد دارند «گره زدن سبزه» براي دختران جوان دم بخت شگون دارد و بخت آنها را باز مي كند.) همچنين اعتقاد دارند كه اگر 13 عدد سنگ را در روز «سيزده بدر» به رودخانه بياندازند، حاجت آنها برآورده مي شود.
در روستاهاي ليل، خرما، اطاقور، حاجي سر لنگرود و بسياري از روستاهاي جنگلي، صبح روز سيزده بدر مردم و جوانان غذاي ناهار خود را برداشته و با تفنگ و داس، تبر و سگهاي شكاري در ميدان ده جمع مي شدند و با هم به شاليزارها مي رفتند و با سر و صداي شليك گلوله گرازها را از اطراف روستاها دور مي كردند. در روستاها تعدادي از افراد، موسيقي محلي را با سرنا و نقاره مي نواختند و بدين ترتيب جشن وشادماني را به روستاها مي آوردند كه هنوز در بعضي از مناطق اين آداب تا حدودي اجرا مي شود ولي بطور كلي تعداد آنها نسبت به گذشته كم شده است.



تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 16:47 | نویسنده : دو عاشق |

مراسم سنتي نوروز در گيلان

 

گله كار:
تزيين و پوشش ديوار و كف اطاق خانه هاي گيلان چنين نبود كه هست، هر خانواده( حتي مستاجر هر اطاق ) در يك روز اسفند ماه حصيرهاي خانه را به حياط مي ريخت، زنبيل خاك رس ( خاك بعضي از زمينها رسي بود و چون زير قيمت نداشت هركس از هر جا مي توانست خاك رس بردارد) در حياط خانه مي ريخت و مقداري آب ( پوست شلتوك) به آن مي پاشيد و لگد مي زد (پا برهنه شبيه درجا زدن سربازان ) تا حالت ارتجاعي پيدا كند. آنگاه لايه اي از گل را با ماله ي چوبي به كف اطاق مي كشيد كه پوشش آن صاف و تميز شود چون هواي گيلان مرطوب است، «گل كار» در چند ساعت خشك نمي شد و حداقل سالي يك بار در اسفند ماه « گل كار » مي كردند تا پستي و بلندي خاك كف اطاق همطراز شود.
عروسه كوله:

از شب چهارشنبه سوري به بعد، در رشت و حومه هاي شهر، شخصي را كه عروس كوله مي گفتند لباسهاي قشنگ محلي (كه داراي زينتهاي فراواني بوده) مي پوشاندندو با عده اي از كودكان همراهش به رقص و پايكوبي ودست فشاني مي پرداختند، شادي كرده و مي گفتند :
« عروس كوله باورديم جان دله باورديم »
(يعني عروس قشنگ و خوب و زيبا آورديم. عروسي كه محبوب و مطلوب دلهاست.) عروس كوله از كارهاي نمايشي بسيار جالب و دوست داشتني محلي براي همه است كه نمايشگران آن عبارتند از:
1ـ عروس2ـ پير بابو 3ـ غول 4ـ دياره زن ( دايره زنگي
نوروز خواني در گيلان:

نخستين روزهاي اسفند ماه نوروزخوانها به در حالي كه خسته هستند، ولي با چهره ي گشاد و روحيه ي بسيار خوب. اينان بيشتر از مناطق رودبار به ويژه( جلگه ي سرسبز گيلان و مناطق كوهستاني ديلم مي روند و لهجه ي خاص خود را دارند كه اين لهجه شباهت بيشتر به لهجه ي مردمان مناطق «شهر خورشيد»(خورگام)، ديلمان، امام كجيد، شوييل، كليشم، اشكور بالا و پايين، سيار ستاق دارد كه در كوچه ها شنيده مي شود. نوروزخوانها سراسر خاك سرزمين گيل و ديلم را زير پا مي گذارند و نيز نيمي از بخش هاي مناطق كوهستاني و جنگلي استان مازندران را، بخش هاي عمارلو و تا مناطق كجور را كه از لحاظ فرهنگي در يك خطه قرار گرفته اند درمي نوردند.آنها به ترجيع كه مي رسند، آن را دو نفري تكرار مي كنند مي خوانند.

                                                 
در نوروزخواني، كه ترجيعش با باد بهاران آمده آغاز مي شود، سطرهايي در ستايش يا نكوهش «صاحبخانه » مي سرايند و گاه مقداري پول برنج، چاي يا تخم مرغي را كه مي خواهند در شعر قيد مي كنند و چنين مي خوانند:

«بخوانم  من امام اولين را                                شه كشور اميرالمؤمنين را
وصي جانشين يعني علي را                              به ياسين و الف لام و به فيروز    
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز                         امام دومين هم دسته ي گل
شفاعت مي كند او بر سر پل                              اما سومين شاه جهان است
بود نامش حسين شاه يگانه و . . . . »               آنها اين اشعار را تا امام دوازدهم تكرار مي كنند.
«امام دوازدهم مهديش نام است                      تمامي كل عالم را امام است
بدانيد حضرت صاحب الزمان است                   به ياسين و الف و لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز                       خدايا صاحبخانه را خوشحال گردان
 جوانان را داماد گردان                                  عروسش صاحب اولاد گردان
به ياسين و الف و لام و فيروز                         دهيد مژده كه آمد عيد نوروز
هوا سرد است و بگرفته صدايم                       كه چند تا تخم مرغ باشد دوايم
ايا همشيره ي فرخ لقايم                                بكش زحمت بيار عيدي برايم
جوانب خير ببينيد از دعايم و . . . . »


نوروزخوانها كه در گذشته خبردهندگان و پيام آوردن نوروز بودند، امروزه در بسياري از مناطق روستايي و كوهستاني گيل و ديلم كار خود را ادامه مي دهند. نوروزخوانها معمولاً در شب حركت مي كنند و فانوس و چراغي همراه دارند. از فانوس براي ديدن راه و از چماق براي زدن حيواناتي نظير سگها و شغالها استفاده مي كردند و از محله اي به محله ي ديگر و از خانه اي به خانه ي ديگر سر مي زدند بنابراين نوروزخوانها در جلوي هر خانه شعرهايي براي خوشامد صاحبخانه مي خواندند. مثلاً دعا مي كردند پسرهاي خانه داماد شوند و روزي سعادت و نيكبختي براي اهل خانه آرزو مي كردند كه صاحب خانه ها هم هديه اي مانند تخم مرغ، برنج، شيريني، پول و . . . به نوروزخوانها مي دادند.


 ادامه دارد ....

 



تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 13:1 | نویسنده : دو عاشق |

در سفره هفت سین معمولاً هفت جزء یا بیشتر که با حرف سین آغاز می‌شوند قرار می‌گیرد که معمولاً از مجموعهٔ زیر انتخاب می‌شوند: سیر، سیب، سبزه، سنجد، سرکه، سمنو، سماق، سنبل، سکه، سپند، سوسن، . از این سین‌ها (و نیز اجزاء دیگر این سفره) معمولاً به نماد مفاهیمی چون نوزایی، باروری، فراوانی، ثروت، و مانند آنها یاد می‌شود. بعضی نیز این اجزاء را به خدایان ایران باستان، بالاخص آناهیتا و سپندارمذ، ایزدبانوهای آب و خاک، نسبت می‌دهند.

 مرسوم است اجزاء دیگری هم در سفره هفت سین چیده ‌شود. این اجزا ممکن است برای زینت یا کامل کردن مجموعه باشند. از جملهٔ این اجزاء می‌توان از آینه، کتاب (کتاب مقدس یا مجموعهٔ اشعار از قبیل دیوان حافظ و شاهنامهٔ فردوسی)، شمعدان (در بعضی سنت‌ها تعداد شمع‌ها به تعداد فرزندان خانواده است)، تخم مرغ رنگی، میوه، گل، شیرینی، آجیل، نان، شیر، ماست، پنیر، گلاب، عسل، شکر، تنگ یا کاسهٔ آب (معمولاً حاوی برگ یا ماهی یا انار یا ترنج یا سایر مرکبات)، بیدمشک، بادبزن و سبزی خوردن نام برد.

آینه و کتاب قرآن در کنار آن هم از اجزائی است که در بسیاری از سفره‌های هفت سین چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند. یا به امید ازدیاد ثروت، سکه را بر آینه می‌گذارند.هر کدام از اجزا این سفره باستانی نشانگر فلسفه و اعتقاد پیشینیان است که در ادامه به اختصار به شرح آنها میپردازیم.

▪ سمنو: نماد زایش و باروری

 گیاهان است و از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه می شود.
▪ سیب:هم نماد  مهر و مهرورزی و نماد باروری است و زایش. در گذشته سیب را در خم های ویژه ای نگهداری می کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه می دادند. می گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت که اغلب درویشی سیبی را از وسط نصف می کرد و نیمی از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر می داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایی رها می شد.
▪ سنجد: نماد عشق و دلباختگی است و از مقدمات اصلی تولد و زایندگی.
▪ سبزه: نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت است.
در گذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده که شمار مقدس برج هاست در قاب های گرانبها سبز می کردند. در دوران باستان در کاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام برمی آوردند و بر هر یک از آنها یکی از غلات را می کاشتند و خوب روییدن هر یک را به فال نیک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در آن سال پربار خواهد بود. در روز ششم فروردین آنها را می چیدند و به نشانه برکت و باروری در تالارها پخش می کردند.
▪ سماق و سیر: نماد چاشنی و محرک شادی در زندگی به شمار می روند.
اما غیر از این گیاهان و میوه های سفره نشین، خوان نوروزی اجزای دیگری هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه ای از نطفه و نژاد.
▪ آینه: نماد روشنایی است و حتماً باید در بالای سفره جای بگیرد.
▪ آب و ماهی: نشانه برکت در زندگی هستند. ماهی به عنوان نشانه اسفند ماه بر سفره گذاشته می شود.
▪ سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است.
شاخه های سرو، دانه های انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و… را هم می توان جزو اجزای دیگر سفره هفت سین دانست.
▪ کتاب مقدس هم یکی از پایه های اصلی خوان نوروزی است و بر اساس آن هر خانواده ای به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسی را که قبول دارد بر سفره می گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالای سفره هایشان جای می دهند. بر سر سفره زرتشتیان در کنار اسپند و سنجد، ” آویشن” هم دیده می شود که به گفته موبد فیروزگری خاصیت ضدعفونی کننده و دارویی دارد و به نیت سلامتی و بیشتر به حالت تبرک بر سر سفره گذاشته می شود.

 



تاريخ : دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 | 13:34 | نویسنده : دو عاشق |

ترانه گل پامچال به افتخار پسر دوست داشتنی ام



دانلود کلیپ گل پامچال – بیژن بیژنی با لینک مستقیم



تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 10:49 | نویسنده : دو عاشق |

اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن "سبزه عید" به صورت نمادین و شگون از روزگار کهن، در همه ی خانه ها

سبزه هفت سین

، و در بین همه خانواده ها مرسوم بوده است. در ایران کهن، بیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا می شد، بر ستونی گندم، بر ستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله (گیاهی است از تیره ی مرکبات ، که ساقه آن به 50 سانتی متر می رسد)،  ارزن، ذرت، لوبیا، نخود، کنجد، عدس و ماش می کاشتند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود یا ترنم و شادی ، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگیش به هر سو می پراکندند.  ابوریحان نقل می کند که «این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند و از روییدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند.» امروز در همه ی خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند. موقع سال تحویل و روی سفره ی "هفت سین" بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرها سومین چهارشنبه پیش از عید به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه می دارند و در این روز، زمانی که برای "سیزده بدر" از خانه بیرون می روند، در آب روان می اندازند.



تاريخ : شنبه هفدهم اسفند 1392 | 14:54 | نویسنده : دو عاشق |
من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یك دهان شد هم آواز با ما:

تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
 

                                                          "قیصر امین پور"


تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 9:31 | نویسنده : دو عاشق |

 

 

عید قربان که پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا فرا مى رسد

عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است

در این روز، اسماعیل وجود را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کردیم

قربانى کنیم تا سبکبال شویم

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 | 17:16 | نویسنده : دو عاشق |

بد نيست بدانيد:

اولين مردماني که سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع کرد ايرانيان بودند.

اولين مردماني که مس را کشف کردند ايرانيان بودند.

اولين مردماني که آتش را در جهان کشف کردند ايرانيان بودند.

اولين مردماني که ذوب فلزات را آغاز کردند ايرانيان بودند. (در شهر سيلک در اطراف کاشان.)

اولين مردماني که عطر را براي خوشبو کردن بدن ساختند ايرانيان بودند.

اولين مردماني که کشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند.

اولين مردماني که حروف الفبا را ساختند ايرانيان بودند. (7000 سال پيش)

اولين مردماني که شيشه را کشف کردند و از آن براي منازل استفاده کردند ايرانيان بودند.

اولين مردماني که زغال سنگ را کشف کردند ايرانيان بودند.

اولين مردماني که مقياس سنجش اجسام را کشف کردند ايرانيان بودند.

اولين راه شوسه و زيرسازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد.



تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1392 | 21:5 | نویسنده : دو عاشق |

گمیشان یا گمیش‌تپّه در استان گلستان و در نزدیکی بندرترکمن واقع است.

این شهر در شمالی‌ترین قسمت حاشیه شرقی دریای خزر قرار دارد و از طرف شمال به کشور ترکمنستان، از جنوب به بندرترکمن، از شرق به آق قلا و از طرف غرب به دریای خزر ختم می‌شود.

این شهر با بندر ترکمن حدود 20 کیلومتر فاصله دارد. گمیش تپه در سال 88 از شهرستان ترکمن جدا شده و «شهرستان گمیشان» نامیده شد. نام محلی شهر کمیش دپه از واژه ترکمنی کُمیش‌دَفه گرفته شده و به معنی «تپه نقره‌ای» است. این شهر یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ترکمن نشین شمال ایران است که پیشینه تاریخی کهنی دارد. صد درصد جمعیّت شهر را ترکمن‌ها تشکیل می‌دهند.

از دیدنی‌های این شهر، خانه‌های چوبی دو طبقه است که قدمت بعضی از آنها به دوران قاجار می‌رسد. دیوار دفاعی گرگان مربوط به دوره ساسانیان که از شهرستان کلاله آغاز می‌شود با طی حدود دویست کیلومتر در این شهرستان به دریا منتهی می‌شود. این دیوار بزرگ‌ترین دیوار جهان پس از دیوار چین است.

تالاب بین المللی گمیشان، یکی از زیباترین تالاب‌های شمال کشور در حاشیه شرقی دریای خزر است که هر ساله پذیرای پرندگان مهاجر زیادی است.

دشتهای آفتابگردان نیز جلوه‌ی خاصّی به این منطقه داده است.

 

 

دیوار گرگان,آشنایی با دیوار گرگان

 

 

ادامه مظلب ...

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه نهم مهر 1392 | 11:26 | نویسنده : دو عاشق |
فکر کنید روی صخره های نارنجی رنگی قدم می زنید که لایه لایه زمین را بالا رفته اند و آب از بلورهای سنگی شان چکه می کند... رو که بر می گردانید، پشت سرتان زمین لایه لایه سبزآبی است... کمی آن طرف تر، لایه لایه زرد... فکر کنید مشتتان را زیر یکی از قندیل های سنگی گرفته اید و آب صخره ها را مزه مزه می کنید؛ ترش، خنک، متفاوت! بعد یکی پیدا شود و از جادویی بودن این معجون زرد رنگ بگوید که شفای بیماری هاست و دوای دو هزار درد! برای سفر به چنین سرزمین شگفت انگیزی حاضرید چه بهایی را بپردازید؟

سرزمین عجایب ایران !!! تصویری

 مشابه این چشمه ها تنها در سه کشور ترکیه، امریکا و نیوزلند وجود دارد که اتفاقا برخلاف باداب سورت که در کشور ما در حد یک چشمه محلی باقی مانده،

 

از توریستی ترین جاذبه های طبیعی این کشورها محسوب می شوند

شکلک های محدثه

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هشتم مهر 1392 | 9:9 | نویسنده : دو عاشق |


هم ‌ایرانی‌اند هم اروپایی، هم فارسی می‌دانند هم ترکی؛ صورتشان هم شبیه آریایی‌هاست، هم شبیه گلادیاتورها و وایکینگ‌ها، قدشان بلند است و مهربانی‌شان همچون محبت مردم ایل به مهمان‌ها. مسلمان شیعه‌اند، کارشان دامداری و کشاورزی؛ به سبک همه روستاییان، مرغ و خروس و غاز هم نگه می‌دارند؛ بعضی زن‌ها که هنرمندتر از دیگرانند نیز خودشان نان می‌پزند و در مشک، دوغ و کره می‌گیرند و پنیر و ماست می‌بندند.

روستای زرگر
این مردم اما یک راز دارند، یک نکته مبهم تاریخی که مرموزشان می‌کند. مردم روستای «زرگر» زبان مادری‌شان «رومانو» است؛ به زبانشان زرگری هم می‌گویند، اما نه از آن زرگری‌هایی که بعد از هر حرف، «ز» می‌گذارند و زبانشان می‌شود «دزرزوز». داستان زبان رومانو بیشتر شبیه افسانه است. زرگری‌ها خودشان هم دقیقا نمی‌دانند متعلق به کجای جهان هستند و چه شد که به ایران آمدند و شدند رومانوی شیعه کشاورز ایرانی که به زبان ترکی هم مسلط است.

قدیمی‌های روستا یادشان است که در زمان جوانی‌شان پیرمردی در زرگر بود که تمام حساب و کتاب‌هایش را به زبان روسی می‌نوشت، اما بعد از مرگ او نوشتن به زبان روسی ورافتاد؛ حالا این مردم همه‌شان به زبان رومانو حرف می‌زنند و به لاتین می‌نویسند.

مسافرانی از فرانسه و انگلیس

بچه‌های تحصیلکرده زرگر چند سال پیش چند لغت به زبان رومانو در اینترنت منتشر کردند و از تمام مردم دنیا خواستند که اگر این لغات را می‌شناسند به ایران بیایند. چند ماه بعد سه مسافر از فرانسه و انگلیس به روستای زرگر آمدند و در حالی که شادی‌کنان، ساز و دهل می‌زدند از این‌که همزبان‌هایشان را در ایران پیدا کرده‌اند دست از پا نمی‌شناختند. زرگری‌ها می‌گویند این سه مرد از تجار بزرگ کشورشان بودند که ایتام زیادی را حمایت می‌کردند و اهل کار خیر بودند؛ اما تعجب می‌کردند از این‌که زرگرهای ایران، زبان رومانو را با زبان فارسی و ترکی آنچنان آمیخته‌اند که اصالت زبان به آن شکل که در اروپا تلفظ می‌شود از بین رفته است. رومانوهای اروپایی متعجب بودند از این‌که چرا رومانوهای ایران مثل 18 هزار همزبان شناخته شده خود در اروپا، تشکیلات ندارند و در نشست سالانه آنها در ترکیه حضور ندارند و آواره و بی‌سروسامانند.

افسانه‌ها می‌گوید مردم روستای زرگر از بقایای کولی‌های اروپا هستند، اما چون ماهیت این افسانه‌ها روشن نیست، زرگرها خودشان را ایرانی می‌دانند؛ هرچند به زبان رومانو سخن می‌گویند
 
 

شکلک های محدثه

 
 
 
 
 
 
 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ششم مهر 1392 | 21:30 | نویسنده : دو عاشق |